امیرهوشنگ ابتهاج

مي انديشم؛
مرگ، رنگ باور وجود ما است...
او ابتهاج شعر بود که رفت...
(حمید ژیان پور)
"شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت
از پیش و پس قافله ی عمر میندیش
گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت"
هوشنگ ابتهاج
موضوعات مرتبط: تک مضراب
برچسبها: تک مضراب
تاريخ : چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱ | 18:35 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد
