متن و منتقد

نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

نقد فیلم  "یاقوت"

متن و منتقد نقد داستان،شعر،فیلم،متن،موضوعات اجتماعی سیاسی اقتصادی،کتاب و...

نقد فیلم  "یاقوت"

نقد فیلم

"یاقوت"

یاقوت متولد 1305 لقب زنی بود ‎از اهالی تهران که حدوداً ۳۰ سال ‎هرروز، ساکت و آروم با لباس،کفش،کیف و جوراب قرمز در میدان فردوسی می‌ایستاد و انتظار عشقش رو می‌کشید.

به اطوار او در فیلم دقت كنيد. آيا شما سكوت و آرامشي در رفتار ياقوت می‌بینید؟ این سؤال برای این است که شما از تحليل فرا باطني بيرون بياييد و متوجه رفتار او شده و اکنون تحلیل رفتار او را انجام دهیم.

چهار مكتب مطرح را در اين مورد به كمك می‌گیریم.

  1. رفتارگرايي: رفتارگرایان رفتار ياقوت را این‌گونه تحليل می‌کنند. بين پاسخي كه ياقوت دريافت كرده و محرك او تداعي ابزاري ایجادشده است. ياقوت به‌وسیله پاسخ خودش به رفتار عاشقانه‌اش تقويت دريافت می‌کند و بدون حضور محرك (معشوق)، آن تقويت شرطي شده را دريافت می‌کند. بنابراين براي دريافت آن تقويت، رفتارش را ناخواسته تكرار می‌کند. روان‌شناس رفتارگرا بين محرك (معشوق) و رفتار، تقويت را عامل پيوند قوي براي تکرار رفتار می‌داند. ازنظر روان‌شناس رفتارگرا او آرامش ندارد اما سكوت دارد. آرامش ندارد زيرا به دنبال ارضاء نياز است. سكوت دارد زيرا می‌خواهد دقیق‌تر به هدف برسد.
  2. شناخت گرايي: روان‌شناس شناخت­ گرا نيز به تداعي پيوند بين يك محرك و پاسخ تقویت‌شده اشاره می‌کند اما خاستگاه آن را آگاهي هوشيارانه ناشي از بصيرت فرد می‌داند. به اين معني كه اين فرد است كه با دريافت هوشيارانه تقويت را انتخاب می‌کند. محرك موجب انتخاب نمی‌شود يعني تداعي و پيوند بين يك محرك و پاسخ مكانيكي و ابزاري نيست. بنابراين ياقوت رفتارش به‌وسیله مكانيزم شناخت و بصيرت خود، كنترل می‌شود. او آرامش و سكوت را هم‌زمان دارد. محرك در ابتدا خود معشوق است. بعد خاطره او، می‌شود محرك.
  3. روان‌کاوی: این روان‌شناس معركه است. خيلي درونی‌تر ياقوت را بررسي می‌کند. اگر روان تحليلي فرويد را به كار ببريم. می‌شود ارتباط تنگاتنگ بين نهاد، خود و فراخود.

اگر خويشتن يابي يا هويت اجتماعي اريكسون را در نظر بگيريم می‌شود ارتباط بين خود و فراخود.

فرويد می‌گوید کنش‌های دروني سایه قوي حركت از نهاد به سمت خود است يعني از زیرینی‌ترین لايه به لايه وسط. يك فشار کشش‌های طبيعي غريزي (كه ميل به حيات دارند) از نهاد به خود (ego)وارد می‌شود و يك بایدونباید از جاني فراخود. بایدونباید محصول تربيت فرد، فرهنگ و عقاید اوست. حالا اين خود بايد انتخاب كند. ممكن است روش‌های تدافعي مختلفي انتخاب كند که يكي از آن سركوب و فراموشي است يا جبران يا لغزش در اطوار فرد، حتي در مذهب.

فرويد می‌گوید آنان كه در مسائل مذهبي خيلي سخت‌گیری می‌کنند نوعي واكنش به تمايلات غريزي جنسي خود نشان می‌دهند و از روش سركوب معكوس استفاده می‌کنند. بنابراين افراد خيلي مذهبي ازنظر فرويد تمايلات شديد سرکوب‌شده جنسي دارند.

خود، نقطه وسط است، شخصيت فرد است. دو فشار را تحمل می‌کند: فشار غريزي و فشار تربيتي و فرهنگي. اگر آزادي در جامعه باشد، خود و يا شخصيت فرد رشد طبيعي در مقابل دو عامل فشار خواهد داشت و لغزش كمتر مشاهده خواهد شد. ازنظر اين مكتب، ياقوت ناخواسته تعادلي بين میل دروني خود (نهاد) به جنس مخالف و فشار تربيت سنتي باید برقرار کند. بنابراين او نه سكوت دارد نه آرامش. او منفعل بی‌خبر از خود واقعي خود است و يك روان‌پریش محسوب می‌شود كه نياز به درمان روان‌کاوی دارد.

نفر دوم از مکتب تحلیلی گری اریکسون است؛ اما اريكسون شاگرد فرويد است. او براي رشد اجتماعي فرد موضوع هويت و خويشتن­ یابي را مطرح می‌کند و عمیقاً معتقد است كه فرد تحت تأثیر كشش سایه‌های غريزي نيست و خود می‌تواند بدون مزاحمت نهاد، رشد يابنده باشد. او پنج مرحله را براي دست‌یابی به هويت مستقل معرفي می‌کند و معتقد است فرد هويتش را بدون تأثیرات فشارهای غريزي، با استفاده از تمايلات فزون‌خواهی و يا برتری‌جویی براي رسيدن به حس اعتماد، می‌سازد. ازنظر اريكسون ياقوت در پي معشوق فرضي نيست. او در پي تأیید خودش از طريق عمل عاشقانه براي تثبيت هويت اجتماعي خود است. هويتي كه او آن را گم كرده است. بنابراين آن را از اجتماع می‌خواهد. معشوق نمادي از كشش او به سمت هويت اجتماعي خود است. بنابراين او سكوت ندارد. آرامش دارد. سكوت ندارد زيرا با خود خودی نجوا می‌کند. براي كسب هويت آرامش دارد زيرا مصمم است تا هويتش را تكميل كند.

  1. انسان‌گرایی: كارل راجرز معرف مكتب انسان‌گرایی است. انسان‌گرایان می­گويند نيروهاي دروني معنوي، محرك انسان در دستيابي و غلبه بر معضلات لاينحل است. نوعي موتور محركه، نوعي جوشش باطني، نوعي نيروي ماورايي. اين نيرو مثل كوه يخ است كه فقط قسمتي از آن بيرون است. مابقي زیرآب قرار دارد. انسان به‌تدریج آن را شكوفا می‌کند. از ديدگاه كارل راجرز انسان هرچقدر مشكلاتش عمیق‌تر باشد بينش اش براي حل آن عمیق‌تر می‌شود. رفتار ياقوت ازنظر انسان‌گرایان عاشقانه است نوعي شناخت دروني است. ميل او به معشوق، ميل معنوي و ستودني است علت تكرار رفتار او تعميق كردن اين ميل معنوي در درون ياقوت است. او می‌خواهد تا کوه يخي را از زیرآب بيشتر و بيشتر بيرون بياورد. ما او را درك نمی‌کنیم. بنابراين او نيز ما را درك نمی‌کند و رفتاري نابهنجار براي نشان دادن این‌که او با توجه به این‌که از طرف ما درك نمی‌شود، از خود بروز می‌دهد و اين نوعي اعتراض خاموش به مخاطب است. بنابراين رفتار او کاملاً آگاهانه و هوشيار است و به اراده معنوي خود به‌درستی می‌داند كجا سكوت كند، كجا سكوت نكند. كجا آرامش نشان دهد. كجا آرامش نشان ندهد (اعتراض كن). ياقوت بی‌پناه است كه همچنان تكرار می‌کند رفتار او البته در عمق تكرار ندارد. فقط یک‌بار انجام می‌شود اما ما عميق رفتار او را درك نمی‌کنیم. براي همين او دودستش پر است. در فيلم هر دودستش پر است و موهايش را از پشت بسته است. او به درونش خزيده و به‌پیش می‌رود. ياقوت سرش را تكان نمی‌دهد در فيلم سرش را تكان نمي دهد.
  2. نمادي از اوتيسم خزيده در درون خود، اما از درون حكمت دارد زيرا سي سال است تكرار می‌کند. روحش شاد.

(حمید ژیان پور)


موضوعات مرتبط: نقد و تحلیل فیلم
برچسب‌ها: نقد و تحلیل فیلم

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ | 21:12 | نويسنده : |
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد